عسلعسل، تا این لحظه: 20 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

عسل

واکسن

آخ جووووووووووووووووووووووووووون طلسم شکست و عسل واکسن 6 سالگیشو زد نه تب و نه درد فقط به اندازه ی ی بیضی با قطر بزرگ 10 سانتی متر قرمز شد! قطر کوچیکشم حدود 4 سانتی متر بود  ی عالمه دعا کرده بودم که بچم تب نکنه  البته بدنش گرم شد اما با استامینوفن ، اثری ازش نموند. خداروشکر واکسن بی دردسری بود البته هنوزم ی کمی  صورتیه ولی تا بهش ضربه نخوره ، دردی نداره. خداروشکرررررررررررررررررررررر  ی  عااااااااالمه شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر ...
24 مرداد 1391

عید 91

واسه اولین بار عسلم مهمون امام رضا شد. ششم فروردین 91 من و عسل و الناز و غزال و یاسمن و محمد رفتیم مشششششهددد محششششششششششششششششششر بووود عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بووود واسه رفتن ، بلیط قطار داشتیم یکسره از اهواز به مشهد وااای نمیدونین چقدر خوش گذشت از خود اهواز هنوز قطار راه نیفتاده ، زدیم و رقصیدیم تا خود مشهد فقط اون وسطا چند ساعتی (البته خیلی کم) خوابیدیم. خلاصه این که دل مومنین و زایرین مشهد رو حسسسابییی شاد کردیم حدودا 28 ساعتی تو راه بودیم تا بالاخره رسیدیم مشششششششهددددد رفتیم هتل و جاگیر شدیم و آخ جووووووووووووووون حرم       ...
31 تير 1391

معضل باسوادشدن عسل

فاجعهههههههههههههههههههههه افتضاحهههههههههههههههههههه وحشتناکهههههههههههههههههه فکرشو بکنین عسل داره میره اول دبستان .بچم با سواد میشه  اونوقت دیگه از دستش امان ندارم  اس ام اسامو میخونه مطالب وبلاگشو میخونه ( آخه بعضیاشو یواشکی نوشتم بچم خجالت میکشه مطرح بشن  ) دیگه ما هم سانسور خواهیم کرد کاری که اصلا خوشمان نمی آید. ...
21 تير 1391

من و فاطی

چند روز پیش با عسلم رفتیم از غرفه ی کنار مسجد رسالت ی مفاتیح بخرم. به فروشنده گفتم لطفا ی مفاتیح بدین . عسل گفت مامانی من و فاطی دیگه چیه؟یعنی تو و خاله فاطی؟!!!!!!
15 تير 1391

عسل خدارو شاد کرد !!!!!

حدود ی ماه پیش رفتم تو اتاق خواب ، دیدم که عسل کتاب قرآن رو باز کرده و داره جلوش میرقصه ! گفتم عسلم چیکار میکنی؟ گفت دل خدا رو شاد میکنم ...
15 تير 1391

عسل و هفت سین 91

     الهی بمیرم عسلم که امسال سر سفره ی هفت سین بیمارستان سال رو تحویل کردی! روز 27 اسفند عسلمو بردم مطب آقای دکتر اسدپور چون عسل بعد از بیشتر از دوماه هنوزم سرفه میکرد دکتر گفت ببر رادیولوژی عکس سینه و سرش رو بگیر شاید از سینوساش باشه منم همون موقع با زهرا رفتم عکس که آماده شد بردیم نشون دکتر دادیم دکتر هم تا عکسو دید نه گذاشت و نه برداشت یهو  گفت ببرینش بیمارستان نفت بستریش کنین !! وحشتناااک بوووووووووووووووووووووووود. اولش فکر کردم شاید ی اشتباهی یا ی اغراقی شده . اما متاسفانه دکتر شدیدا اصرار داشت. من که عسلو بردم خونه و فردا صبحش بردمش کلینیک امیرکبیر تا ی خانم دکتر حاذق هم نظر بده. متاسفا...
5 فروردين 1391

به جون خدا !

قسم راست عسل : به جون خدا نمیدونم عسلم اين چه قسمیه فدات شم؟  به جون خدا  !!!!!!!!!!!!!!!!    ی سالی هست که عسل هر وقت ميخواد قسم بخوره ميگه به جون خدا  جقدرم پاک و قشنگ میگه عسلم الهی فدات شم با اين فرهنگ  لغت  مخصوصت  جديدا هم  که  بهم میگه به  اندازه ي  تمام عددا دوستت دارم . عسلم  منم  دوستت دارم بیشماااااااااااااااااااااااااااااار   ...
9 بهمن 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عسل می باشد